سندرم های نورولوژیک با منشاء سایکوژنیک

سندرم های نورولوژیک با منشاء سایکوژنیک

تعداد کمی از سندرم های هیستریک به طور منظم رخ می دهند و هر پزشکی ممکن است با آنها برخورد داشته باشد. بیشتر آنها با ماهیت نورولوژیک هستند. آنها یکی از پیچیده ترین مشکلات تشخیصی را در پزشکی تشکیل می دهند. در ادامه به تعدادی از سندرم های نورولوژیک با منشاء سایکوژنیک اشاره می کنیم.

درد هیستریکال

این دردها ممکن است هر قسمتی از بدن را درگیر سازند؛ سر درد ژنرالیزه یا لوکالیزه، درد فاسیال آتیپیک، درد شکمی مبهم و کمر درد مزمن شایع ترین و دردسازترین آنها هستند.
در بسیاری از این بیماران پاسخ به داروهای آنالژزیک نامعمول یا بیش از حد بوده و بعضی از آنها معتاد شده اند. بیمار هیستریک ممکن است به راحتی به یک پلاسبو پاسخ دهد اما باید اشاره کرد که این یک روش غیر قابل اعتماد در افتراق درد هیستریک از بیماری های دیگر می باشد.
یک خطای بیشتر اشتباه گرفتن درد استئومیلیت یا درد ناشی از تومور ویسرال با تظاهر هیستریا می باشد. چند ویژگی دیاگنوستیک در تشخیص درد هیستریک کمک کننده اند:
۱- ناتوانی بیمار در دادن یک توضیح واضح و مشخص از نوع درد
۲- مطابق نبودن لوکیشن درد با پترن درد در سندرم های مدیکال آشنا
۳- جزئیات پیچیدگی های دراماتیک در شدت آن شبیه یک زخم چاقوی بزرگ) و اثرات آن روی بدن «پاره کردن اندام»
۴- پایداری آن به شکل مداوم یا متناوب برای دوره های زمانی طولانی
۵- گرفتن پوسچورهای bizarre و مهم تر از همه:
۶- وجود همزمان خصوصیات کلینیکی دیگر هیستریا یا حملات قبلی با ماهیت هیستریک.

دکتر ناصر مهربان متخصص مغز و اعصاب، عضلات و ستون فقرات با استفاده از روش های تشخیصی و درمانی مجهز به بررسی بیماری ها می پردازد و از بروز عوارض زیاد جلوگیری می کند. جهت مشاوره با متخصص مغز و اعصاب خوب در تهران می توانید با شماره ۰۲۱۲۲۵۷۸۵۷۵ تماس بگیرید یا به آدرس اینستاگرام دکتر ناصر مهربان مراجعه کنید .

استفراغ هیستریکال

این مشکل اغلب به همراه درد و تندرنس در قسمت تحتانی شکم است که منجر به آپاندکتومی های غیر لازم و برداشت ارگان های پلویک در دختران نوجوان و زنان جوان می شود.استفراغ اغلب بعد از یک وعده غذایی رخ داده، بیمار گرسنه شده و وادار به خوردن مجدد می شود؛ ممکن است استفراغ با شرایط ناخوشایند القا شود. برخی از این بیماران می توانند به طور ارادی استفراغ کنند. (با رگورژیتیشن غذا از معده شبیه یک حیوان نشخوار کننده). استفراغ ممکن است برای هفته ها بدون اینکه علتی یافت شود پایدار بماند. ممکن است کاهش وزن رخ دهد اما کمتر از میزان مورد انتظار می باشد.
استفراغ شایع اولین تریمستر بارداری ممکن است در سراسر ۹ ماهگی ادامه یابد و گاهی بارداری به خاطر آن خاتمه داده می شود.
بی اشتهایی ممکن است یک علامت برجسته همراه باشد و باید از بولیمیا و انورکس نوروزا که بیماری تقریبا مرتبط دیگری در زنان جوان می باشد افتراق داده شود.

تشنجات سایکوژنیک(PNES)

دراین موارد شاهدین یک حمله بیشترین کمک را به تشخیص می کنند اما مانیتورینگ EEG اغلب برای تشخیص قطعی لازم می باشد. نبود یک اورا، فریاد اولیه، افتادن های همراه با آسیب یا بی اختیاری، وجود حرکات عجیبی مثل شکلک در آوردن، جيغ زدن، کوبیدن اندام ها، حرکات سر به این ور و آن ور و ضربه زدن با مقاومت در مقابل کسانی که قصد کمک دارند، حفظ هوشیاری حین یک تشنج موتوری که هر دو سمت بدن را در برگرفته، مدت زمان طولانی حمله، خاتمه ناگهانی آن با تحریک حسی قوی، نبود کنفیوژن پست ایکتال و عدم بالا رفتن کراتین کیناز همه تیپیک حمله سایکوژنیک هستند. گاهی هیپرونتیلیشن یک حمله را برانگیخته و یک مانور تشخیصی مفید می باشد.
هر دو اپی لپسی به ویژه اپی لپسی لوب فرونتال و هیستریا ممکن است در یک بیمار رخ دهند، ترکیبی که به طور ثابت باعث ایجاد مشکل در تشخیص می شود.

سندرم های نورولوژیک با منشاء سایکوژنیک

سندرم های نورولوژیک با منشاء سایکوژنیک

تشنجات هیستریکال که بیمار برای ساعت ها یا روزها سرگردان بوده و اعمال پیچیده انجام میدهد ممکن است اپی لپسی لوب تمپورال یا هر یک از شرایطی که منجر به سایکوز کنفیوژنال می شوند را تقلید کنند. قابل اعتمادترین نکته در افتراق، مشاهده بیمار است که اگر هیستریک باشد، درجاتی از هوشیاری را نشان میدهد
بی درنگ بودن پاسخ در تشنجات لوب تمپورال یا وضعیت های کنفیوژنال دیده نمی شود.
متعاقب حمله یک مصاحبه با بیمار – تحت تأثیر هیپنوز یا دارو
یا strong suggestion – اغلب حافظه هایی از آنچه که حین حمله اتفاق افتاده را نشان میدهد.
و این در رد کردن احتمال یک حمله اپی لپتیک کمک می کند.

فلج، از بین رفتن حس، اختلال راه رفتن و تومورهای هیستریکال:

فلج هیستریکال ممکن است یک بازو، پا، یک سمت بدن یا هر دو پاها را درگیر سازد. در صورتی که اندام درگیر قادر به حرکت باشد، فعالیت عضله، ضعیف و لرزان است. حرکات، آهسته و ناپایدار هستند.
در لمس می توان فهمید که عضلات آگونیست و آنتاگونیست همزمان منقبض هستند، که در نتیجه باعث نگه داشتن اندام در مکان میشود و وقتی مقاومت به ناگهان برداشته می شود، هیچ ریباندی وجود ندارد.
تون عضلانی در اندام های درگیر معمولا نرمال است اما گاهی ممکن است مقاومت جزئی دیده شود. نبود ظاهری تلاش و نیز نبود کمپلیانس کامل با درخواست های معاینه کننده حین تست کردن قدرت عضله در بیماران هیستریک شایع است اما به آنها محدود نمی شود.
راه رفتن و ایستادن ممکن است غیر ممکن باشد یا راه رفتن ممکن است bizarre با پاهای متزلزل باشد که بیمار را به یک وضعیت چمباتمه درمی آورد یا اصطلاحا “skating gait” که یک پا به جلوی بدن رانده میشود.
فرم های دیگر که بعضی کاملا نامعقول و مغایر با یک بیماری سیستم عصبی می باشند نیز دیده می شود. ضعف و عدم تعادل یا هر دو یا فرم های کوادری پارتیک و همی پارتیک المان های همراه هستند. گاهی به علت متغیر بودن به سختی می توان اختلال راه رفتن را توصیف کرد.
افتادن های ناگهانی بدون حرکات پروتکتیو ارادی و ناپایداری در تعادل ویژگیهای کمک کننده هستند.
مشکل در راه رفتن و حرکت پاها در حالی که بیمار نشسته منحصر به هیستریا نیست بلکه همچنین در آنچه که آپراکسی راه رفتن لوب فرونتال گفته میشود و در آتاکسی ناشی از ضایعات خط وسط مخچه و نیز در هیدروسفالی رخ می دهد.
رفلکس های تاندوئی معمولا نرمال هستند اما در صورت ریژیدیتی و کنترکشن های عضلانی هیستریک، رفلکس های شکمی و پلانتار ممکن است ساپرس شده باشند.

سندروم های نورولوژیکی

سندروم های نورولوژیکی

آنستزی یا هیپستری تقریبا همیشه به شکل غیرعمدی با معاینه پزشک تحت تلقين (suggestion) قرار می گیرد. از دست دادن حس نا معمول نیست و ممکن است یک یا چند اندام را زیر یک خط شارپ درگیر کند.
(توزیع دستکش – جورابی) یا ممکن است دقیقا نیمی از بدن را درگیر کند یا ممکن است حس ارتعاش به طور دقیق و شارپ در یک نیمه اسکال از بین رفته باشد (تستی که همی آنستزی هیستریکال را نشان می دهد. حس لمس، درد، مزه، بویایی، بینایی و شنوایی همه ممکن است در آن سمت درگیر شده باشند چیزی که در اثر یک ضایعه واحد غیرممکن است. نزدیکترین سندرم به این مشکل انفارکت تالامیک است اما به راحتی از همی آنستزی سایکوژنیک قابل افتراق است.)

ترمور سایکوژنیک با اعمالی چون حرکات متناوب انگشت در سمت مقابل اندام دچار ترمور یا فیکسیشن مجددچشم ها روی یک تارگت متوقف می شود. تونایی معاینه کننده در انتقال ترمور به بخش های پروگزیمال یا دیستال اندام با نگه داشتن و بی حرکت داشتن یک بخش، بسیار کاراکتریستیک است. یک علامت قابل اعتماد بدتر شدن ترمور با سنگین کردن اندام است که با گذاشتن یک شیء سنگین در دست بیمار انجام می شود (بیشتر ترمورهای بازال گانگلیونیک و سربلار با این مانور از بین می روند).
برخی مشخصات ژنرال حرکات سایکوژنیک شامل شروع حاد و پیشرفت سریع حرکات، تنوع حرکات، distractibility و رخداد همزمان حرکات ابنورمال مختلف و فلج، بی حسی و یا درد غیر قابل توجیه می باشد. همچنین حرکات با ویژگی های معمول بیماری های مغزی ارگانیک قابل توجیه نیستند؛ به هر حال نمی توان برای تشخیص بر روی این ویژگی ها به تنهایی تکیه کرد. یک اختلال افسردگی یا اضطرابی همراه ویژگی پروگنوستیک خوبی می باشد.

سندرم های نورولوژیک

سندرم های نورولوژیک

کوری هیستریکال

یک مشکل دراماتیک ممکن است یک یا هر دو چشم را درگیر کند و ممکن است با همی پارزی همراه باشد یا به تنهایی رخ دهد. علائم معمولا به طور ناگهانی، اغلب بعد از یک بحث و مجادله یا حوادث روحی دیگر ایجاد می شوند. بعضی از این افراد قادر به کاهش دادن پلک زدن رفلکسی در پاسخ به یک تهدید بینایی هستند.
ماهیت هیستریک مشکل توسط فرد مراقبی که بیمار را حین برداشتن یک فنجان یا تلفن مشاهده می کند، مشخص می گردد.
حفظ بینایی با پاسخ های رفلکسی نرمال مردمکها و نیستاگموس اپتوکینتیک تأیید می شود.
گرچه گاهی با بیماری روبرو می شویم که می تواند نسیتاگموس اپتوکینتیک را به خوبی ساپرس کند. با استفاده از یک آینه و مشاهده حرکات چشم و همچنین مانورهای مشابه دیگر می توان به ماهیت مشکل پی برد. وجود پتانسیل های برانگیخته بینایی نیز سالم بودن ارتباطات رتینواکسی پیتال را تأیید می کند. بیمار نگرانی کمی را نسبت به شرایط خود ابراز می دارد. کوری کورتیکال و واریانهایی از سندرم بالینت ملاحظات دیاگنوستیک اصلی هستند.
رخداد اسپاسم convergence به صورت یک فنومن ایزوله همیشه به نفع ماهیت هیستریک مشکل می باشد.
یک فنومن مرتبط استفاده از قطره های چشمی میدریاتیک توسط پرسنل بهداشتی است. بیمار با شکایت کاهش دید یا با سردرد و ادعاهایی مبنی بر داشتن یک توده اینتراکرانیال به اورژانس مراجعه می کند. این رفتار شاید بیشتر تمارض باشد تا هیستریک.

فراموشی هیستریکال

بیمارانی که با یک وضعیت فراموشی به بیمارستان می آیند که حتی در مورد هویت شخصی خود چیزی نمی دانند، معمولا زنان هیستریک یا مردان sociopathic هستند که مرتکب جرمی شده اند. معمولا آنها بعد از چند ساعت یا چند روز با تشویق، هیستوری زندگی خود را بیان می کنند. بیماران صرعی یا قربانیان یک کانکوژن، TGA یا سایکوز کنفیوژنال حاد در طلب کمک برای به دست آوردن هویت خود به بیمارستان مراجعه نمی کنند. به هر حال از بین رفتن کامل حافظه در مورد تمام تجارب قبلی زندگی توسط بیمارانی که از جهات دیگر قادر به یک رفتار نرمال هستند در هیچ یک از شرایط دیگر دیده نمی شود.

در سندرم Ganser که شامل آمنزی، اختلال هوشیاری و هالوسینشن هست بیماران وانمود می کنند که حافظه خود را از دست داده اند یا بی عقل شده اند. آنها ممکن است به یک روش نامعقول عمل کنند و به هر سوال خواسته شده از آنها پاسخ بی معنی بدهند.
نکته خیلی مهم در برخورد با بیماران مشکوک به هیستری بررسی،شرح حال و معاینه دقیق جهت رد کردن بیماری های جسمی قبل از عنوان کردن هیستری به عنوان تشخیص می باشد، زیرا که در صورت عدم تشخیص صحیح ممکن است آثار زیانباری بهمراه داشته باشند.

سایر مقالات ارائه شده:

انواع میگرن

لکنت زبان

اختلال تعادل

انواع سرگیجه

بیماری آلزایمر

تب و تشنج

پاسخ

Call Now Button اینستاگرام