کنترل بیش تعریقی

کنترل بیش تعریقی

هیپرهیدروز با بیش تعریقی، تحت عنوان تعریق بیش از حد فیزیولوژیک، که برای حفظ تعادل حرارتی لازم است، تعریف می شود. این بیماری به شدت باعث ایجاد اختلال در فعالیتهای روزانه زندگی، روابط اجتماعی و فعالیتهای شغل می گردد.

یپرهیدروز به دو نوع اولیه با ایدیوپاتیک (با علت ناشناخته) و ثانویه تقسیم میشود. در نوع ثانویه علل گوناگونی مطرحند. این دو نوع سپس بر اساس تظاهرات بالینی هر کدام، به جنرالیزه و موضعی تقسیم می شوند.

هیپرهیدروز اولیه یا ایدیوپاتیک معمولا به شکل کانونی (فوکال) و محدود به زیر بغل، کف دستها، كف پاها و صورت است. نوع ثانویه می تواند موضعی یا فراگیر باشد و کل بدن را تحت تأثیر قرار دهد. شیوع این بیماری ۸/۲٪ در میان جمعیت گزارش شده است. این بیماران با اختلالات و مشکلات روحی روانی قابل توجهی درگیر هستند. راهکارهای درمانی شامل درمانهای موضعی، خوراکی، جراحی و غیر جراحی است. تأثير، مدت پایداری و عوارض جانبی درمانها و همچنین هزینه آنها متفاوتند.

کنترل بیش تعریقی

کنترل بیش تعریقی

درمان بیش تعریقی

تاکنون تعریفی استاندارد از تعریق طبیعی ارائه نشده است. میزان تعریق طبیعی در مطالعات انجام شده، از بیش از ۱ میلی لیتر در هر متر مربع بدن در دقیقه، تا ایجاد کمتر از ۱۰۰ میلی گرم عرق در زیر بغل یک طرف در طول ۵ دقیقه، یا کمتر از ۵۰ میلی گرم در طول یک دقیقه در نظر گرفته شده است. در عمل، هر میزانی از تعریق که سبب اختلال و مزاحمت در فعالیتهای روزانه شود، می تواند به عنوان بیش تعریقی یا هیپرهیدروز در نظر گرفته شود.

تظاهرات بالینی بیش تعریقی

علائم تعریق بیش از حد، معمولا در نوجوانی خود را نشان می دهند، ولی این علائم ممکن است در سنین پائین تر هم بروز کنند. در یک مطالعه که بر روی بیماران تایوانی دچار هیپرهیدروز انجام شده است، ۷۵٪ بیماران در سنین کودکی بوده و بقیه در سن بلوغ بودند.

در مطالعه ای که روی ۱۵۰ هزار نفر در آمریکا انجام شده سن متوسط هیپرهیدروز ۲۵ سال اعلام گردید. سن متوسط هیپرهیدروز ناحیه زیر بغل ۱۹ سال و در مورد کف دست ۱۳ سال بود. در بعضی از بیماران تولید عرق می تواند به ۴۰ برابر میزان طبیعی آن که ۱ میلی لیتر بر متر مربع در دقیقه است برسد. بیماران معمولا با تعریق زیاد در یک ناحیه اتونومیک (خودکار) یا بیشتر مثل زیر بغل، كف دست، کف پا و یا صورت مراجعه می کنند.

هیپرهیدروز کف دست به تنهایی یا همراه با سایر مناطق در ۲۵٪ بیماران گزارش شد. هیپرهیدروز فقط در کف دست به تنهایی در ۱٪ موارد وجود داشت.

هیپرهیدروز کف پا به تنهایی یا همراه سایر نقاط ۳۰٪ موارد و ناحیه صورت ۱۰٪ موارد را تشکیل می داد. چون تعریف مشخصی برای هیپرهیدروز وجود ندارد، برای تشخیص باید فعالیتهای روزانه بیمار را نیز در نظر داشت. بر اساس مطالعات انجام شده در کانادا ۷۵٪ مردان و ۶۴٪ خانمهای مبتلا مشکل خود را با پزشک در میان نگذاشته بودند.

یک عامل ضروری در ارزیابی و بررسی بالینی بیماران این است که این مشکل روی کیفیت زندگی بیمار اثر گذار است. مثل محدودیت در محیط کار، دیدار و ملاقات افراد دیگر و موقعیتهای رومانتیک و نزدیک با دیگران.

هیپرهیدروز تأثیر عمیقی روی روابط اجتماعی و فعالیتهای شغلی دارد. این مشکل در مواردی مثل دست دادن یا در آغوش گرفتن آزار دهنده است. بیماران از ظاهر مرطوب لباس ها و بوی نامطبوع بدن خود احساس شرم می کنند.

 

هیپرهیدروز كف دست اثر واضحی روی فعالیتهای شغلی دارد. این بیماران در گرفتن وسایل، نوشتن با رسم کردن مشکل دارند. این حالت در افرادی که با کاغذ، وسایل فلزی با الکتریکی سر و کار دارند، باز دارنده و ناراحت کننده است.

پاتوفیزیولوژی هیپرهیدروز

تقریبا ۲ تا ۴ میلیون غده عرق در کل پوست بدن وجود دارد. عمده این تعداد یعنی ۳ میلیون غدد اکرین (Eccrine) هستند. بقیه غدد عرقی بدن از نوع آپوکرین (apo- eccrine) می باشند.

غدد اکرین مسئول هیپرهیدروز موضعی هستند که در تمام نواحی پوست بدن پراکنده اند. این غدد در مناطق مثل کف پا، پیشانی، کف دست و گونه ها تراکم بیشتری دارند. نقش اصلی این غدد اکرین تنظیم حرارتی است که محرکهای هیجانی و چشایی نیز روی آنها تأثیر می گذارند.

به لحاظ بافت شناسی، غدد اکرین از یک مارپیچ در عمق درم و چربی سطحی، یک مجرا که از درم عبور می کند و یک سوراخ داخل اپیدرمی که از بین کراتینوسیتها عبور کرده و به سطح پوست باز می شود، تشکیل شده است.

مطالعات بافت شناسی نشان میدهند که در افراد دچار هیپرهیدروز، افزایشی در تعداد با اندازه غدد اکرین رخ نمیدهد. غدد اکرین با اعصاب سمپاتیک عصب دهی می شوند.

با توجه به طبیعی بودن اکرین از نظر بافت شناسی در هیپرهیدروز، تصور بر این است که بیش فعالی سمپاتیک باعث بروز چنین وضعیتی می شود. هیپرهیدروز ممکن است از اختلال عملکرد سیستم سمپاتیک مرکز ناشی شود.

بیش فعالی عصبی در هیپرهیدروز موضعی ممکن است از قابلیت تحریکی زیاد این اعصاب ناشی شود. احتمال ارثی بودن این اختلال وجود دارد. زیرا در ۳۰ تا ۵۰ درصد بیماران مبتلا به بیش فعالی عصبی، سابقه فامیلی مثبت است.
غدد آپوکرین در زیر بغل و ناحیه ادراری – تناسلی دیده می شوند. نسبت غدد آپوکرین به غدد اکرین در زیر بغل ۱ به ۱ و در سایر مناطق ۱ به ۱۰ گزارش شده است.

غدد آپو-اکرین هم وجود دارند که از غدد شبه اکرینی در طول دوره بلوغ به وجود می آیند. اعمال دقیق غدد آپوکرین و آپو – اکرین در هیپرهیدروز ناشناخته باقی مانده است. هر چند در بعضی از بیماران تا ۴۵٪ غدد زیر بغل را غدد آپوکرین تشکیل می دهند.

اتیولوژی (علت شناسی) بیش تعریقی

هیپرهیدروز به دو نوع اولیه و ثانویه تقسیم می شود. تظاهرات بالینی به دو نوع موضعی (فوکال) و گسترده (جنرالیزه) تقسیم می شود. هیپرهیدروز اولیه که به آن ایدیوپاتیک هم گفته می شود عموما خود را به شکل فوکال نشان میدهد. در نوع فوكال، هیپرهیدروز به مناطق خاصی از بدن مانند زیر بغل، کف دستها، پاها و صورت منحصر می گردد.

شایعترین شکل هیپرهیدروز ثانویه جنرالیزه است (که تمام بدن را درگیر می کند). نوع ثانویه می تواند خود را به شکل فوکال نشان دهد. هیپرهیدروز ثانویه همانطور که از نامش پیداست، به علل گوناگونی ایجاد می شود، این علل شامل بیماریهای داروها، پاسخهای فیزیولوژیک بیش از حد نرمال نسبت به گرما در رطوبت یا ورزش می باشد.

علت شناسی بیش تعریقی
بیش تعریقی عمومی بیش تعریقی موضعی
 

نرولوژیک

بیماری پارکینسون

آسیب به طناب نخاعی

حوادث مغزی – عروقی

 

 

ایدیوپاتیک اولیه

زیر بغل

کف دست

کف پا

صورت

 

اندوکرین
هیپر تیروئیدیسم

هیپرپیتوئیتاریسم

دیابت قندی

یائسگی

حاملگی

فئوکروموسیتوما

سندرم کارسینوئید

آکرومگالی

تعریق چششی(سندرمFrey)

 

همراه با نوروپاتی

 

ثانویه به صدمه یا بیماری نخاعی

 

عفونی
قلبی عروقی

شوک

نارسایی قلبی

نارسایی تنفسی
داروها
سمی

الکیسم

اعتیاد

بدخیمی ها
اختلالات میلوپرولیفراتیو

بیماری هوچکین

 

هیپرهیدروز ثانویه جنرالیزه همراه با بیماریهای مختلفی مثل اختلالات اندوکرین (تیروتوکسیکوز، دیابت قندی، هیپر پیتوئیتاریسم، فئوکروموسیتوما، عفونتهای حاد و مزمن، بدخیمی ها) و بیماریهای همراه با دیس شارژ بالای سمپاتیک (شوک قلبی عروقی، نارسایی تنفسی، قطع الكل یا مواد مخدر) دیده می شود. هیپرهیدروز ثانویه همچنین می تواند خود را به صورت فوکال با لوکالیزه نشان دهد.

هیپرهیدروز ثانویه در شکل فوکال بیش از هر چیز با آسیب نورولوژیک (عصبی) ارتباط دارد. صدمه حاد به نخاع با یا بدون اختلال در واکنش های غیر ارادی و خودکار (autonomic dysreflexia) را می توان همراه با هیپرهیدروز فوکال صورت با قسمت فوقانی تنه مشاهده کرد. این حالت ممکن است تا ماهها یا سالها پس از آسیب نخاعی دیده شود.

سیرنگومیلی (Syringomyclia) به دنبال صدمه پس از آسیب نخاعی نیز ممکن است منجر به هیپرهیدروز فوکال شود.
در حوادث عروقی مغز (Cerebrovascular) در یک نیمکره مغز با قطع خونرسانی مدولاری می تواند سبب هیپرهیدروز در سمت همان نیمکره یا در سمت مقابل نیمکره درگیر شود.

بطور کلی شایعترین نوع هیپرهیدروز، نوع فوكال ایدیوپاتیک می باشد که در ناحیه زیر بغل، کف دستها، پاها و یا صورت دیده می شود.

از میان ۸/ ۷ میلیون نفری که مبتلا به این مشکل هستند، ۴/۲ میلیون نفر اظهار عدم تحمل دارند و غالبا با فعالیت های روزانه زندگی آنها تداخل دارد. از نظر شیوع هیپرهیدروز در بین افراد ۲۵ تا ۶۴ ساله بیشترین میزان را دارد. هیچ تفاوت جنسیتی در پره والانس دیده نمی شود. سن متوسل بروز مشکل ۲۵ سالگی است.

سن متوسط برای ناحیه آگزیلاری ۱۹ سال و در مورد کف دست ۱۳ سال است. بر طبق مطالعات انجام شده هیپرهیدروز یک بیماری دوره کودکی است که اوج علائم آن در بزرگسالی می باشد. مواردی از این بیماری در دوره شیرخوارگی هم گزارش شده اند ولی شایع نیست. تشخیص زود هنگام این بیماری و درمان مناسب، از ایجاد ناتوانی های اجتماعی پیشگیری می کند.

روش تشخیص و درمان بیش تعریقی

شدیدترین شکل هیپرهیدروز از نوع فوکال اولیه (ایدیوپاتیک) است. با گرفتن تاریخچه دقیق بیمار می توان نوع اولیه را از نوع ثانویه افتراق دارد.

• دو طرفه و نسبتا قرینه
• اختلال در فعالیت روزانه
• تکرار آن بصورت حداقل یک بار در هفته
• سن بروز کمتر از ۲۵ سال
• مثبت بودن سابقه خانوادگی
• قطع تعریق در طول خواب

هیپرهیدروز همراه با علائمی مثل تب، تعریق شبانه، کاهش وزن، لنفادنوپاتی (بزرگ شدن غدد لنفاوی)، یا تپش قلب باید پزشک را به فکر علل ثانویه بیندازد.

بنابر این گرفتن تاریخچه ای از بیمار با تمرکز روی محل تعریق زیاد، طول مدت بروز علائم، ناتوانی های همراه، تاریخچه فامیلی، سن بروز و هر چیزی که باعث تعریق بیش از حد می شود، پزشک را جهت افتراف نوع اولیه و ثانویه راهنمایی می کند.

هنگام تشخیص نوع اولیه فوکال، زیادی تعریق را می توان هم به صورت gravimetric (وزنی) بصورت میزان تولید عرق (که با میلی گرم در دقیقه بیان می شود) توسط تست (Iodine starch) یا تست ninhydrin اندازه گرفت. در گراویمتری (gravimetry ) از یک فیلتر کاغذی استفاده می شود که قبل و بعد از تماس یا ناحیه مورد نظر وزن آن سنجیده می شود.

بیمار باید ۱۵ دقیقه قبل از انجام تست در حالت استراحت در یک اتاق با درجه حرارت ۲۵-۲۱ درجه سانتیگراد قرار بگیرد. سپس فیلتر کاغذی بمدت ۶۰ ثانیه در محل گذاشته شده و سپس توزین می گردد.

میزان تولید عرق بصورت میلی گرم در دقیقه اندازه گیری می شود. توسط gravimetry هیپرهیدروز زیر بغل بصورت بیش از ۱۰۰ میلی گرم در ۵ دقیقه در مردان و بیش از ۵۰ میلی گرم در ۵ دقیقه در خانم ها تعریف می شود.

هیپرهیدروز كف دست بصورت ۴۰-۳۰ میلی گرم در دقیقه بیان می گردد. تست Iodine starch (ید و نشاسته) براساس واکنش نشاسته و ید در حضور عرق انجام می شود. ناحیه مورد آزمایش خشک شده و محلول آیودین (۵-۱% ) و پس از چند ثانیه نشاسته روی این محل کم کم پاشیده می شود. این نشاسته و آیودین در حضور عرق واکنش داده و یک رنگ بنفش بوجود می آید.

این محدوده بنفش رنگ سوراخهای خروجی غدد عرقی را نشان می دهد. این تست اجازه می دهد قبل و بعد از انجام آزمایش از ناحیه عکس گرفته شود. این آزمایش همچنین دقت تزریق را افزایش می دهد.

سرانجام تست Ninhydrin براساس این نکته که ninhydrin با آمینو اسیدهای عرق واکنش می دهد طراحی شده است. می توان در نتایج مشاهده شده عکس دیجیتالی تهیه و تصویر را آنالیز کرد. با این کار می توان میزان تولید عرق را اندازه گرفت.

روش ها و راهکارهای درمان بیش تعریقی

درمان هیپرهیدروز را میتوان به انواع موضعی، خوراکی، جراحی و غیر جراحی تقسیم کرد. هر کدام از درمان های فوق اندیکاسیون خود را دارد. این اندیکاسیونها بر اساس تأثیر درمانی، طول مدت عمل، عوارض جانبی و هزینه درمان در نظر گرفته می شوند.

درمان هیپرهیدروز فردی است و بستگی به تظاهرات بالینی و انتظارات بیمار دارد.

درمان موضعی

اگرچه بیش از ۹۰ ترکیب در دسترس هستند. کلراید آلومینیوم هگزاهیدرات مؤثرترین ماده موضعی است. کلرید آلومینیم بصورت محلول ۲۵-۳۰ درصدی در آب با اتانول در دسترس می باشد. مکانسیم عمل این ماده، در واقع انسداد مکانیکی منافذ غدد عرقی اکرین است.

مصرف دراز مدت از کلرید آلومینیم سبب تغییرات بافت شناسی مثل آتروفی در سلولهای مترشحه می شود. پیش از استفاده پوست خشک می شود تا از تحریک آن جلوگیری شود. این تحریک که ظاهره عارضه جانبی اصلی در این ماده است و عارضه ای محدوده شونده است.

اندیکاسیون اصلی کلرید آلومینیم هیپرهیدروز فوکال در ناحیه زیر بغل است. این ماده تأثیر کوتاه مدتی در هیپرهیدروز كف دست دارد. سایر محصولات و مواد موضعی شامل GlycopPyrrolate یک ماده آنتی کولینرژیک است که به شکل بالشتک های موضعی برای موارد خفیف در دسترس می باشد.

سایر مواد موضعی که در مورد هیپرهیدروز فوکال استفاده می شوند شامل گلوتار آلدئيد (Glutaraldehyde) ۱۰٪ و فرمالدئید می باشد. هر چند مصرف این مواد به علت پتانسیل بالای آنها جهت ایجاد تحریک پوست و حساسیت آلرژیک محدود است.

درمان های سیستمیک

درمان های آنتی کولینرژیک سیستمیک در وهله اول مواد خوراکی هستند. نگرانی اصلی در مورد این مواد این واقعیت است که در دوزهایی که این مواد توانایی کاهش هیپرهیدروز را دارند، عوارض جانبی شامل دهان خشک، تاری دید، یبوست، احتباس ادراری و تپش قلب نیز بروز می کنند که معمولا قابل تحمل نیستند. Glycopyrrolate خوراکی با دوز ۱ میلی گرم، دو یا سه بار در روز رژیمی است که درمان با آن شروع می شود. سایر مواد آنتی کولیزژیک شامل آمی تریپتیلین است.

بنزودیازپین ها مانند کلونازپام در مواردی که عامل هیجانی در آنها برجسته است، به عنوان داروی دیگر گزارش شده اند. گرچه مصرف این داروها به علت ایجاد کرختی باید محدود باشد. سایر مواد خوراکی شامل دیلتیازم، کلونیدین و داروهای ضد التهاب غیر استروئیدی مورد آزمایش قرار گرفته اند. تأثیر آنها تا این زمان منحصر به گزارشات موردی (Case report) محدود بوده است.

بطور کلی نقش اصلی درمان های خوراکی هنوز بخوبی روشن نشده است. گزارشات موردی بزرگتر یا اطلاعات تصادفی شده تحت کنترل برای تعیین تأثیر حقیقی و نقش این مواد لازم است.

درمان های جراحی

درمان های جراحی در هیپرهیدروز شامل برش زیر بغل برای در آوردن غدد اکرین، تراشیدن (Curetage) و کورت کشیدن یا لیپوساکشن بافت غددی و سرانجام سمپاتکتومی می باشد. انتخاب مناسب بیمار و اطلاعات دقیق در مورد بیمار بسیار مهم است. زیرا در غیر اینصورت نقایص ناتوانی ها و مشکلات پس از جراحی امکان بروز دارد. روش های جراحی بطور کلی برای بیمارانی مدنظر گرفته می شوند که به درمان های دیگر پاسخ نداده اند.

برش جراحی زیر بغل برای برداشتن غدد اکرین بین ۵۰ تا ۹۰ درصد مؤثر است. تکنیک های جراحی گوناگونی برای این عمل ارائه شده است. هر چند کارآزمایی های کنترل شده اتفاقی برای ارزیابی این روش انجام نشده است. برش زیر بغل می تواند با مشکلاتی مانند عفونت، خونریزی، تأخیر در بهبودی، نکروز فلاپ (flap) و جوشگاه مشخص همراه باشد.

در کورتاژ زیر پوستی زیر بغل، یک برش کوچک انجام شده و بافت غددی اکرین تراشیده میشود. این روش نتایج ناامید کننده ای داشته است. احتمال بازگشت بافت حاوی غدد در این روش بالا و میزان رضایت مندی بیمار پائین است.
لیپوساکشن زیر بغل نیز برای از بین بردن بافت غددی انجام می شود. این روش به خاطر عوارض جانبی کمتر و تأثیر قابل قبول مورد پذیرش واقع شده است.

لیپوساکشن باعث ایجاد جوشگاه خیلی کوچک در مقایسه با اکسزیون (برش) جراحی شده و خطر خونریزی کمتری دارد.
در همه روش های جراحی فوق در صورت حرکت بازو به سمت بالا احتمال مشاهده محل جوشگاه وجود دارد.

سمپاتکتومی اندوسکوپیک توراسیک یا (ETS) عقده سمپاتیک بوسیله اکسزیون، سایش (Ablation) یا clipping (گرفتن با گیره) از بین می رود. بیشترین مورد استفاده از (ETS)، درمان هیپرهیدروز كف دست است. میزان موفقیت با این روش ۹۸٪ گزارش شده است. چندین مطالعه تأثير ETS را روی کف دست و زیر بغل تائید کرده اند. نکته قابل توجه اینکه پیگیری های دراز مدت نشان داده اند که میزان رضایت مندی بیماران در طول زمان کاهش می یابد.

پس از ۱۶ سال پیگیری ۶۷٪ آنان کاملا از درمان خود راضی و ۲۷٪ نسبتا راضی بوده اند. مشکلات اصلی در این روش شامل تعریق جبرانی، شبح تعریق (Phantom sweating) تعریق چششی. (Gustatory) سندروم هورنر (Horner’s Syndrome) و نورالژی می باشد.

تعریق جبرانی در سایر نواحی بدن ممکن است تا ۹۰% بیماران را درگیر کند. تعریق جبرانی معمولا خفیف است ولی موارد شدید آن (تا ۴۰% بیماران) نیز گزارش شده است. این بیماران مشکل قبلی خود را به تعریق جبرانی ترجیح می دهند. میزان بازگشت بیماری به دنبال ETS در حدود ۲٪ بیماران دیده می شود. تعریق جبرانی معمولا غير قابل بازگشت است و باید پیش از عمل برای بیمار توضیح داده شود.

تکنیک های جدید شامل استفاده از کلیپس به جای برش کامل عصب است. این روش همیشه قابل برگشت نیست. به نظر می رسد در حال حاضر روش ETS انتخابی است که در صورت عدم پاسخ دهی سایر روش ها حتی تزریق BTX در مورد کف دست و زیر بغل،پیشنهاد می شود.

درمان با BTX

مطالعات متعددی تأثير BTX را درمان هیپرهیدروز تأئید کرده اند. تزریق داخل درم(اینترادرمال)کاملا بی خطر بوده و جایگزین بسیار خوبی برای سایر درمان هاست. BTX توسط باکتری بی هوازی کلستریدیوم بوتولینوم colostridium botulinum تولید می شود. BTX انواع مختلفی دارد و تاکنون ۷ نوع آن شناسایی شده است به نظر می رسد BTX- A قویترین نوع در این میان باشد.

BTX – A در حال حاضر به دو صورت تجاریBotox,Dysportدر دسترس است. یک واحد Botox معادل ۴-۳ واحد Dysport برآورد می شود. (BTX- B ( Myobloc نیز در چند مطالعه جهت درمان هیپرهیدروز مورد استفاده قرار گرفته است. به نظر می رسد اثر ناشی از BTX – B سریعتر بروز کرده به میزان بیشتری منتشر می شود. به علت انسیدانس بالاتر عوارض جانبی موضعی و سیستمیک، مصرف B -BTX در درمان هیپرهیدروز محدود شده است.

BTX برای درمان هیپرهیدروز (بیش تعریقی) زیر بغل

استفاده از BTX جهت درمان هیپرهیدروز زیر بغل به وسیله دو کارآزمایی بالینی راندو میزه کنترل شده بزرگ در ۴۶۵ بیمار مورد بررسی قرار گرفته است.

BTX – A یک روش درمانی بسیار مؤثر در هیپرهیدروز زیر بغل در بیماری است که از درمانهای موضعی پاسخی دریافت نکرده اند. این درمان بخوبی توسط بیماران تحمل می شود. میزان پایداری درمان بطور متوسط بین ۶ تا ۷ ماه است.

درمان تعریق زیر بغل با بوتاکس

درمان تعریق زیر بغل با بوتاکس

BTX برای درمان هیپرهیدروز (بیش تعریقی) کف دست

در مطالعه دوسویه کور تاثیر BTX – A را در هیپرهیدروز كف دست مورد بررسی قرار داده اند. در یکی از مطالعات ۳۰ بیمار با این روش درمان شدند که میزان پاسخ دهی بیش از ۹۰٪ بود. همچنین مطالعه ای در مورد تفاوت Dysport و Botox انجام شد. Dysport بصورت ساب کوتانئوس (زیر پوستی) در یک دست و Botox بصورت داخل درم در دست دیگر تزریق شد. عوارض جانبی اصلی درد در محل تزریق و ضعف خفیف و گذرای عضلات داخلی دست در مورد Dysport بود که حدود ۲ تا ۵ هفته طول کشید. این عوارض با Botox دیده نشد. در مطالعات دیگر ضعف انگشت grip در دو سوم بیماران دیده شد. سایر کارازمایی های کنترل نشده اثر خیلی خوب و بی خطر بودن BTX – A را در هیپرهیدروز كف دست تائید کرده اند. مدت پایداری اثر بطور متوسط ۶-۴ ماه ذکر شده است.

تکنیک ها و دوزاژ BTX – A در مطالعات مربوط به هیپرهیدروز كف دست متفاوت بوده است. تزریق داخل درم با فواصل ۲-۱ سانتی متر ظاهرا بهترین نتایج را در بردارد. به نظر می رسد دوز لازم برای درمان کف دست بهتر است از روی اندازه دست و وسعت درگیری تعیین شود. این کار مؤثرتر از ارائه یک دوز استاندارد و ثابت می باشد.

در صورت درگیری کامل کف دست، ممکن است نیازی به انجام تست ید و نشاسته نباشد. بعضی از پزشکان معتقدند که میزان ۱۰۰ واحد Botox برای هر یک از دستها کافی است. البته ممکن است در مورد نواحی وسیع این مقدار تا ۲۰۰ واحد نیز افزایش داده شود. فاصله گذاری بین نقاط تزریق باید ۲ سانتی متر باشد. حدود ۲ واحد توکسین برای هر نقطه لازم است. برای ورود سریعتر و آسانتر سوزن به درم ضخیم کف دست بکارگیری سوزن های کوچکتر و ظریف تر توصیه می شود.

استفاده از سرنگ انسولین ۵۰ یا ۱۰۰ واحدی با یک سوزن بسیار ظریف سبب تزریق آسان تر می شود. این سرنگ همچنین سبب می گردد که جریان توکسین به خارج کمتر صورت بگیرد. تزریق BTX – A جهت درمان هیپرهیدروز کف دست یک گزینه درمانی خیلی موثر در بیمارانی است که از درمان های موضعی یا iontophoresis نتیجه ای نگرفته اند.

عامل محدود کننده این درمان، تزریق خیلی دردناک آن در اغلب موارد است. بنابراین بلوک عصبی ناحیه ای هنگام انجام این تزریق لازم است.

درمان کف دست شامل کبودی، ناراحتی خفیف و ندرتا ضعف موقتی عضلات داخلی دست است. بیحسی ناحیه ای با بلوک کردن عصب مدیان، اولنار ورادیال در مچ دست ایجاد می شود. عصب مدیان در سمت داخلی تاندون فلكسور Carpi radialis و درست پائین تاندون بلند کف دست در مچ دست قرار دارد.

سوزن در محل بين تاندونها وارد ساب کو تانئوس می شود. دوز کلی ml 3-5 ماده بیحس کننده (لیدوکائین ۱٪) تقریبا ۵/۰ سانتیمتر پائین تر از سطح پوست تزریق می شود. عصب اولنار در قسمت رادیال فلکسور carpi ulnaris واقع شده است. برای بلوک کردن این عصب، سوزن به سمت داخلی تاندون و در راستای زائده اولنار وارد می شود.

شاخه سطحی (Superticial)عصب رادیال را می توان با تزریق زیر جلدی بیحسی در قسمت خارجی شریان رادیال بیحس کرد. این عصب به طرف پشت مچ دست یا به سمت انفیه دان تشریحی می رود. نکته بسیار مهم این است که در صورت احساس درد با ورود سوزن باید سوزن را عقب کشید. زیرا احتمال برخورد سوزن با عصب وجود دارد و سبب آسیب به عصب می شود. همچنین باید به بیماران گوشزد کرد که نمی توانند تا رفع کامل بیحسی رانندگی کنند.

بلوک بایر (Bier) با وارد کردن یک کاتتر وریدی قابل انجام است. روش اخیر درد را هنگام تزریق BTX – A در کف دست و کف پا بسیار خوب کنترل می کند. البته این بلوک باید توسط یک پزشک متخصص بیهوشی انجام شود.
گزارشات اخیر مبنی بر ارتعاش شدید در نواحی تحت درمان BTX- A نشان دهنده کاهش قابل توجه درد می باشد. این ابزار تزریق در مقابل کف دست قرار داده شده و در کاستن از درد بیمار بسیار مؤثر است.

درمان تعریق با بوتاکس

درمان تعریق با بوتاکس

A-BTX برای هیپرهیدروز کف پا

در حال حاضر هیچ کارآزمایی راندو میزه کنترل شده ای جهت ارزیابی و بررسی تأثیر A-BTX در درمان هیپرهیدروز کف پا در دسترس نیست. گزارشات و مطالعات موردی کوچک تأثیر این روش را نشان داده اند.

در موارد ذکر شده، دوز مصرفی مشابه دوز توکسین در مطالعات کف دست بوده است. مدت پایداری تأثیر بین ۴ تا ۶ ماه گزارش شده است. بلوک عصبی ناحیه ای معمولا لازم است. جهت انجام این عمل از بلوک اعصاب تیبیال خلفی و عصب سورال استفاده میشود. بلوک عصب سورال را می توان تزریق ۵-۳ میلی لیتر داروی بیحسی (لیدوکائین ۱٪) به شکل ساب کوتانثوس، بین مالئوس (قوزک) خارجی و تاندون آشیل انجام داد. بلوک عصب تیبیال خلفی در وسط فاصله بین تاندون آشیل و قوزک داخلی انجام می شود.

پس از درمان به علت بی حسی پاها ممکن است بیمار تا مدتی هنگام راه رفتن دچار مشکل شود. بیمار نمی تواند تا رفع کامل بیحسی پاها رانندگی کند. محققین در این مورد نیز از وسایل مرتعش کننده در طول تزریق استفاده کرده اند. در بعضی از بیماران درد تا حد قابل قبولی کنترل شده بود. تست ید و نشاسته معمولا در مورد درمان کف پا توصیه می شود. زیرا ممکن است کل سطح کف پا درگیر نباشد. تکنیک تزریق مانند کف دست است.

BTX در بیمارانی که درمان های موضعی و ionophoresis در آنها موفق نبوده است، گزینه خوبی محسوب می گردد. هر چند کف پا کمتر از کف دست یا زیر بغل به درمان با BTX پاسخ می دهد.

درمان تعریق کف پا

BTX برای هیپرهیدروز صورت

هیپرهیدروز صورت می تواند در لب فوقانی، چین نازولبیال و روی گونه ها مشاهده شود. شایعترین محل درگیر در صورت پیشانی است. تأثير BTX – A در درمان هیپرهیدروز صورت محدود به گزارشات موردی (Casereport) است. درمان با BTX نتایج عالی با طول مدت ۵ تا ۶ ماه داشته است. محل اصلی تزریق معمولا نواری نزدیک خط رویش مورد نظر گرفته می شود.

سندروم (Frey’s Syndrome) یا تعریق چشایی صورت پس از جراحی یا آسیب پاروتید به علت بریده شدن فیبرهای عقبی عقده سمپاتیک از گانگلیون گوشی ایجاد می شود. درمان فلاشینگ (برافروختگی) صورت با کاربرد BTX-A نتایج بالینی خیلی خوب با پایداری اثر حدودا ۱۵ ماه داشته است.

نکات قابل توجه در درمان با BTX

کتراندیکاسیون های اصلی در درمان با BTX شامل اختلالات نوروماسکولار (عصبی – عضلانی) مثل میاستنی گراو، حاملگی، شیردهی، وجود علل ارگانیک برای هیپرهیدروز و مصرف داروهایی که در انتقال واسطه های نوروماسکولار تأثیر دارند، می باشد. انتخاب مناسب بیماران و توجه به تظاهرات بالینی برای اطمینان از دریافت یک پاسخ درمانی رضایت بخش ضروری است.

نکته آخر

هیپرهیدروز یک بیماری شایع و آزار دهنده است. پره والانس این بیماری حدود ۸/۲٪ در جمعیت ذکر شده است. تقریبا نیمی از بیماران از احساس افسردگی شکایت دارند. واقعیت این است که درمان مؤثر این بیماری، به ویژه درمان با BTX-A می تواند کیفیت زندگی بیمار را به میزان زیادی بهبود بخشد.

راه های ارتباطی با دکتر ناصر مهربان:

شماره تماس: ۰۹۳۷۳۵۳۳۹۹۲

صفحه اینستاگرام: drmehrabann

برای کسب اطلاعات بیشتر به بهترین متخصص مغز و اعصاب در تهران مراجعه نمایید.

پاسخ

دو × پنج =

Call Now Button اینستاگرام