علت های موثر در سرگیجه را بشناسید!!!

بیماران معمولا از لفظ سرگیجه برای توصیف علائم مختلفی از قبیل احساس سبکی سر و یا منگی، اشکال در حفظ تعادل، احساس غش کردن، احساس چرخش به دور خود یا محیط و سیاهی رفتن چشم ها استفاده می کنند.

در پزشکی برای اغلب موارد ذکر شده لفظ Dizziness به کار می رود و فقط در صورتی که بیمار دچار توهم حرکت شود یعنی احساس چرخش خود یا چرخش محیط به دور خود و یا هل داده شدن را تجربه کند، کلمه Vertigo یا سرگیجه به کار می رود.

نحوه برخورد با سرگیجه و تشخیص علت آن یکی از چالش برانگیزترین مباحث در نورولوژی است که گاهی برای پزشکان نیز گیج کننده است. اطلاع از نوروآناتومی در مرحله اول و تعیین محل ضایعه در مرحله دوم کمک شایانی به تشخیص می کند.

آناتومی گوش داخلی

گوش داخلی از لابیرنت استخوانی و لابیرنت غشایی تشکیل شده است. لابیرنت استخوانی در قسمت پتروس استخوان تمپورال جای دارد و لابیرنت غشایی را احاطه می کند. لابیرنت استخوانی از سه قسمت تشکیل شده که عبارت است از:

  1. قسمت قدامی یا کوکلئار
  2. قسمت مرکزی یا وستیبول
  3. قسمت خلفی یا وستیبولار
لابیرنت-استخوانی

لابیرنت استخوانی

لابیرنت غشایی داخل لابیرنت استخوانی قرار دارد و در اکثر قسمت ها از شکل و فرم لابیرنت استخوانی تبعیت می کند. این لابیرنت (غشایی) در قسمت قدامی یا کوکلئار، اپی تلیوم حسی (منتقل کننده اصوات) را تشکیل می دهد، در قسمت وستیبول یا مرکزی با ایجاد دو برجستگی، اوتریکولو ساکول را ایجاد می کند و در قسمت خلفی یا وستیبولار، غشای حسی مجاری نیم دایره ای قدامی، خلفی و لترال (افقی) را تشکیل می دهد. مجرای لابیرت غشایی توسط مایعی به نام اندولنف پر می شود. حد فاصل بین لابیرنت غشایی و استخوانی نیز توسط پری لنف اشغال می شود که با CSF مرتبط است.

اپی تلیوم حسی تخصص یافته ای در ساکول و اوتریکول به نام ماکولا وجود دارد. ماکولا دارای سلول های مژک داری است که در داخل یک ماده ژلاتینی قرار دارند. این ماده ژلاتینی حاوی کلسیم و پروتئین است و otolithic یا Otoconia نامیده می شود. وزن Otoconia از آندولنف بیشتر است و بنابراین هنگام حرکت سرجا می ماند و با تغییر در جهت سلول های مژک دار سبب تولید پتانسیل عمل می شود.

مجاری نیم دایره ای خلفی و قدامی در محور عمودی و مجرای نیم دایره ای لترال در محور افقی قرار دارند. هر یک از این مجاری نیم دایره ای دارای برجستگی به نام آمپولا (ampulla) هستند که حاوی یک اپی تلیوم حسی تخصص یافته است. این اپی تلیوم حسی که کریستا آمپولاریس (Crista ampullaris) نامیده می شود حاوی سلول های مژک دار است. این مژک ها در داخل ماده ژلاتینی به نام کوپولا cupula قرار دارند. وزنکوپولا برخلاف Otoconia با آندولنف برابر است لذا از طریق جاذبه کشیده نمی شود. کوپولا با حرکت چرخشی سر حرکت می کند.

از آنچه تاکنون گفته شده می توان نتیجه گیری کرد که اوتریکول و ساکول با شتاب خطی و مجاری نیم دایره ای با شتاب زاویه ای (حرکات چرخشی سر) تحریک می شوند و پتانسیل عمل ایجاد شده از طریق قسمت وستیبولار عصب 8 به هسته های وستیبولار در قسمت تحتانی پونز و فوقانی مدولا منتقل می شود. این هسته با نخاع، هسته های اعصاب 3،4 و 6، مخچه و سایر قسمت های ساقه مغز ارتباط دارند. پیامی که از هسته های وستیبولار به این ساختمان ها منتقل می شود سه جزء عمودی، افقی و چرخشی دارد.

علائم و نشانه ها

اطلاع از این علائم و نشانه های سرگیجه کمک شایانی به تعیین محل ضایعه می کند که در ذیل به آن ها اشاره شده است:

علائم-و-نشانه-های-سرگیجه

علائم و نشانه های سرگیجه

کاهش شنوایی و یا وزوز گوش

وجود این علائم به نفع ضایعات وستیبولار محیطی است.

تهوع و استفراغ

در ضایعات محیطی معمولا تهوع و استفراغ شدید است اما شدت آن در ضایعات مرکزی متغیر است.

سرگیجه

در ضایعات محیطی سرگیجه اغلب متناوب و شدید است اما در ضایعات مرکزی سرگیجه اغلب خفیف ولی دائمی می باشد.

وجود سایر علائم نورولوژیک

در ضایعات محیطی وجود سایر علائم نورولوژیک نادر است اما در ضایعات مرکزی به علت مجاورت بسیار نزدیک ساختمان های عصبی در ساقه مغز و مخچه علائمی از قبیل: دیس آرتری، نقایص حسی یا حرکتی، هیپررفلکسی، آتاکسی اندام، بابنسکی و اختلالات سایر اعصاب کرانیال ممکن است مشاهده شود.

نیستاگموس

نیستاگموس به حرکات لرزشی و ریتمیک چشم ها گفته ی شود که معمولادارای دو فاز کند و تند است. بر طبق قرارداد جهت نیستاگموس را با جهت فاز تند معادل در نظر می گیرند.

همان طور که در مبحث نوروآناتومی گفته شده، هسته های وستیبولار از طریق ارتباط با هسته های اعصاب حرکتی چشم و از طریق رفلکس وستیبولار سبب ثابت ماندن چشم ها هنگام حرکت سر می شوند.

از طرف دیگر سیگنال هایی که از هسته های وستیبولار به سایر قسمت ها منتقل می شوند دارای اختلال در مسیر وستیبولار، چشم دچار نیستاگموس عمودی، افقی یا چرخشی می شوند.

در ضایعات محیطی، نیستاگموس یک جهتی بوده، فاز تند آن برخلاف جهت ضایعه است و بیمار در زمان ایستادن یا راه رفتن معمولا به سمت ضایعه منحرف می شود یا می افتد. به طور مثال، در ضایعه لابیرنت راست، نیستاگموس به سمت چپ است اما بیمار به سمت راست منحرف می شود. در ضایعات مرکزی جهت نیستاگموس یک یا دوطرفه است و جهت انحراف یا افتادن نیز بسته به محل ضایعه متفاوت است.

نیستاگموس در ضایعات محیطی هیچ گاه عمودی نبوده، معمولا افقی با جزء چرخشی است. نیستاگموس افقی خالص نیز در ضایعات محیطی شایع نیست. از طرف دیگر در ضایعات مرکزی، نیستاگموس می تواند عمودی، افقی ا چرخشی باشد و فیکس کردن نگاه سبب مهر نیستاگموس منجر می شود.

خصوصیات افتراق دهنده سرگیجه محیطی و مرکزی

علامت یا نشانه ها محیطی مرکزی
کاهش شنوایی و یا وزوز گوش اغلب موارد به ندرت
تهوع و استفراغ شدید متغیر
شدت سرگیجه شدید و متناوب اغلب خفیف و دائمی
سایر علائم نورولوژیک مشاهده نمی شود به طور شایع وجود دارد
نیستاگموس عمدتا افقی با جز چرخشی، با شیوع کمتر افقی خالص عمودی، افقی یا چرخشی
جهت افتادن به سمت ضایعه برخلاف جهت نیستاگموس متغیر
فیکس کردن بینایی مهار نیستاگموس عدم مهار نیستاگموس

نحوه برخورد با بیمار مبتلا به سرگیجه

اولین اقدام در برخورد با بیماری که از سرگیجه شکایت دارد. مشخص کردن منظور بیمار از به کار بردن لفظ سرگیجه است. به عبارت دیگر منظور بسیاری از بیماران از سرگیجه همان Dizziness (گیجی سر، سیاهی رفتن چشم ها، احساس منگیو غیره) است لذا باید در مورد احساس چرخش به دور محیط یا برعکس از بیمار سوال شود و در صورت مثبت بودن پاسخ بیمار، مرحله بعدی که همان تعیین محل ضایعه (لوکالیزاسیون) است، آغاز می شود.

در مرحله لوکالیزاسیون اولین قدم، افتراق درگیری سیستم وستیبولار محیطی از مرکزی است و همان طور که گفته شد با شرح حال و معاینه تا حدودی می توان به این هدف نائل آمد. مرحله بعدی (پس از تعیین ضایعه) تشخیص نوع بیماری است که این بیماری ها به تفصیل توضیح داده خواهند شد.

علل سرگیجه

چه عواملی باعث ایجاد سرگیجه می شوند؟، آیا اطلاعی در مورد علل سرگیجه دارید؟، به نظر شما دانستن علت سرگیجه چه تاثیری در درمان آن دارد؟

از جمله علل مهم و تاثیر گذار در ایجاد سرگیجه می توان به موارد زیر اشاره کرد:

علل محیطی

در اکثر موارد این دسته از اختلالات را می توان با شرح حال و معاینات بالینی تشخیص داد.

  1. نوریت وستیبولار

نوریت وستیبولار که به نام های دیگری مانند لابرنتیت حاد یا وستیبولوپاتی محیطی حاد نیز نامیده می شود، معمولا در بالغین جوان رخ می دهد.

این بیماری معمولا به صورت شروع ناگهانی سرگیجه همراه با تهوع و استفراغ بروز می کند. علائم معمولا چندین روز یا گاهی چندین ماه طول می کشد و خود به خود بهبود می یابد اما امکان عود وجود دارد.

در این بیماری علائم درگیری قسمت شنوایی عصب 8 مانند کاهش شنوایی و وزوز گوش وجود ندارد. بیمار در طول مدت بیماری تمایلی به حرکت دادن سر نداشته، طوری می خوابد که گوش مبتلا به سمت بالا قرار گیرد. در بعضی بیماران قبل از شروع سرگیجه، سابقه ای از یک بیماری تب دار وجود دارد.

احتمالا عامل نوریت وستیبولار یک عفونت ویروسی است. بیماری سیر خود به خود بهبود یابنده دارد، اما می توان جهت کاهش علائم از داروهای ضد سرگیجه و پردنیزولون (به مدت 10 تا 14 روز) استفاده کرد.

  1. سرگیجه حمله ای وضعیتی خوش خیم

سرگیجه حمله ای وضعیتی خوش خیم یا BPPV ممکن است شایع ترین علت سرگیجه در جمعیت عمومی باشد. این بیماری در اثر جدا شدن قطعات کلسیم کربنات از غشاء Otoconia و ورود آن به مجاری نیم دایره ای یا کوپولا ایجاد می شود.

بیماران معمولا هنگام دراز کشیدن یا برخاستن از رختخواب، غلتیدن در تخت یا اکستانسیون سر (برای نگاه کردن به بالا) دچار سرگیجه می شوند.

این سرگیجه معمولا شدید است و چند ثانیه تا چندین دقیقه به طول می انجامد و ممکن است همراه با تهوع و استفراغ باشد. نکته قابل توجه این است که هر سرگیجه ای می تواند با تغییر وضعیت بدتر شود اما BPPV فقط با تغییر وضعیت ایجاد می شود.
  1. بیماری منیر

مشخصه بیماری منیر حملات راجعه سرگیجه همراه با علائم شنوایی از قبیل: کاهش شنوایی، وزوز گوش و احساس پری گوش است. این بیماری در اثر هیدروپس اندولنف یا به عبارت دیگر اتساع اندولنف نسبت به پری لنف ایجاد می شود.

منیر در مردها شیوع بیشتری دارد و شایع ترین حس بروز آن 20 تا 50 سالگی است. مدت حملات سرگیجه از چند دقیقه تا چند روز متغیر است اما در اکثر موارد بیشتر از 20 دقیقه طول می کشد.

تهوع و استفراغ شدید نیز در حین حملات دیده می شود. بعضی بیماران نیز به طور ناگهانی و بدون کاهش هوشیاری به زمین می افتند که به این حالت کریز Tumarkins otolithic گفته می شود.

  1. سرگیجه متعاقب تروما

در اکثر موارد این نوع سرگیجه بلافاصله بعد از تروما رخ می دهد و با شکستگی استخوان تمپورال و آسیب سیستم وستیبولار ارتباط دارد. گاهی نیز به فاصله چندروز یا چند هفته بعد از تروما رخ می دهد که می تواند ناشی از خونریزی به داخل لابیرنت و ایجاد دیررس لابیرنتیت سروز یا جدا شدن قطعات کلسیم کربنات و ورود به مجاری نیم دایره ای باشد.

علائم این نوع سرگیجه شبیه وستیبولوپاتی محیطی یا سرگیجه وضعیتی خوش خیم است و معمولا ظرف چند هفته تا چندماه بعد از تروما بهبود می یابد. درمان دارویی و انجام بعضی از مانورهای خاص در بهبود علائم کمک کننده است.

  1. وستیبولوپاتی های توکسیک

بعضی از داروها می توانند بر ارگان انتهایی سیستم وستیبولار اثر سمی داشته و سبب بروز سرگیجه شوند.

  1. تومورهای زاویه پونز – مخچه

شایع ترین تومور این ناحیه شوانوما است. این تومورها به ندرت سبب سرگیجه به تنهایی می شوند. بلکه به طور شایع به کاهش شنوایی پیش رونده و وزوز گوش هم منجر می گردند. در اغلب موارد اعصاب 5 و 7 نیز درگیر می شوند.

علت سرگیجه چیست؟

علت سرگیجه

علل مرکزی

  1. ایسکمی ساقه مغز یا مخچه

درگیری مسیرهای وستیبولار در ایسکمی ساقه مغز می تواند به سرگیجه منجر شود. البته به علت مجاورت مسیرهای وستیبولار با مسیر های حسی و حرکتی، سایر علائم نورولوژیک از قبیل اختلال حرکتی یا حسی نیز معمولا وجود دارند که وجود آن ها سبب افتراق از سرگیجه های محیطی می شوند.

اما دربعضی موارد مانند انفارکتوس قسمت لترال بصل النخاع (سندرم والنبرگ) به علت عدم وجود ضعف حرکتی ممکن است با سرگیجه محیطی اشتباه شود.

در این موارد وجود سایر علائم درگیری ساقه مغز از قبیل بی حسی صورت، دوبینی، سندرم هورنر و اختلال بلع به تشخیص کمک می کنند.

ایسکمی مخچه نیز می تواند به سرگیجه به عنوان تنها شکایت منجر شود. در این موارد، معاینه حرکات چشم و دقت بر نوع نیستاگموس همچنین وجود آتاکسی در اندام به تشخیص کمک می کند.

  1. ضایعات حفره خلفی

هرگونه ضایعه ساختمانی در حفره خلفی می تواند با سرگیجه همراه باشد. از جمله این موارد می توان به ناهنجاری های مادرزادی مانند سندرم آرنولدکیاری، تومورها و ضایعات عروقی مانند AVM اشاره کرد.

  1. صرع

علام وستیبولار در تشنج های فوکال به ویژه در مواردی که منشاء تشنج لوب تمپورال یا پاریتال می باشد، شایع است. افتراق این سرگیجه از سایر موارد، وجود اختلال هوشیاری در هنگام تشنج است. سرگیجه به تنهایی و بدون اختلال هوشیاری به عنوان تنها علامت تشنج نادر است.

علل سرگیجه

علل سرگیجه

سایر علل سرگیجه

  • هیپوتیروئیدی می تواند به عنوان یکی از علل سرگیجه به شمار رود و هرگاه علت سرگیجه مشخص نشد، بهتر است بیمار از نظر تیروئید مورد بررسی قرار گیرد.
  • میگرن نیز می تواند با سرگیجه همراه باشد. گاهی در فردی با سابقه فامیلی میگرن حملات سرگیجه خوش خیم رخ می دهد که معادل با میگرن است.
  • انسداد شریان شنوایی داخلی نیز می تواند منجر به سرگیجه شود.

کلام آخر

به خاطر داشته باشید پیدا کردن علل سرگیجه به معاینات دقیق پزشکی نیاز دارد. بنابراین از هرگونه درمان خودسرانه پرهیز نمایید و در اسرع وقت به متخصص مغز و اعصاب مراجعه نمایید تا شرایط شما مورد بررسی قرار گیرد و ریشه ی علائم موجود مشخص شود. لازم به ذکر است که سرگیجه انواع مختلفی دارد برای آگاهی از انواع سرگیجه به صفحه آن مراجعه نمایید.

دکتر ناصر مهربان

دکتر ناصر مهربان متخصص مغز و اعصاب، عضلات و ستون فقرات متولد 1359 خوزستان ساکن تهران فارغ التحصیل از دانشگاه جندی شاپور اهواز فعالیت در بیمارستان بعثت در شرق تهران

پاسخ

9 − شش =

مدت زمان مطالعه ۱۱ دقیقه
Call Now Button
اینستاگرام