خشونت خانگی

خشونت خانگی و آسیب‌های روانی و اجتماعی آن

Click to rate this post!
[Total: ۰ Average: ۰]

خشونت خانگی موضوعی‌ست که می‌تواند نه تنها یک خانواده بلکه یک انسان را به مرز نابودی بکشاند. خانواده در هر جامعه‌ای کوچکترین اما مهمترین ساختار اجتماعی است. ساختاری که قرار است پناهگاهی امن برای رشد جسمی، روانی و عاطفی انسان باشد. احساس امنیت در نظریه‌های روانشناسی، یک نیاز اولیه و زیربنایی بشمار می‌رود و به عنوان یکی از پایه‌های اساسی هرم نیازهای مازلو مطرح شده است. نخستین جایی که باید این امنیت را فراهم کند، خانواده است. با این حال، این فضای امن گاهی تحت تاثیر رفتارهای آزاردهنده و مخرب به محیطی تهدید کننده تبدیل می‌شود. خشونت خانگی یکی از مهم‌ترین عواملی است که می‌تواند بنیاد خانواده را هدف قرار دهد، امنیت روانی را متزلزل کند و پیامدهای خطرناکی بر سلامت فرد، به ویژه زنان، برجای بگذارد. اگر خود یا اطرافیانتان در معرض این آسیب هستید تا پایان این مقاله با ما همراه باشید.

منظور از خشونت خانگی چیست؟

خشونت به هر رفتار یا گفتاری گفته می‌شود که فرد برای تحمیل خواسته‌های خود بر دیگری از آن استفاده می‌کند. این رفتار ممکن است آشکار، پنهان، فیزیکی، کلامی یا روانی باشد. ریشه واژه خشونت از لاتین «violenta» گرفته شده است؛ واژه‌ای که معنای خشونت، اجبار و زور را در خود دارد. خشونت تنها زمانی وجود دارد که در رفتار و عمل نمود پیدا کند و نیرویی است که اگر با اجبار و تحمیل همراه شود، شکل مخربتری به خود می‌گیرد. در بحث خشونت خانگی، هر نوع رفتار جنسیتی که موجب آسیب جسمی، روانی یا جنسی به زن شود، در دسته خشونت قرار می‌گیرد.
این خشونت شامل موارد زیر است:

  • ضرب و جرح و رفتارهای آسیب زننده فیزیکی
  • رفتارهای جنسی تحمیلی
  • تحقیر، تهدید، توهین و کوچک شماری مداوم
  • ایجاد ترس، ناامنی یا بی‌ارزشی در ذهن فرد
  • تهدید به طلاق، ازدواج مجدد یا محرومیت‌های عاطفی

خشونت روانی بخش مهمی از خشونت خانگی است و می‌تواند ضربه‌هایی بسیار عمیق‌تر و بلندمدت‌تر از آسیب‌های جسمی ایجاد کند. تکرار انتقاد، تحقیر، تهدید و رفتارهای کنترل کننده، اعتماد به نفس را تخریب کرده و فرد را در وضعیت اضطراب مداوم قرار می‌دهد.

خشونت خانگی

آمارهای جهانی خشونت خانگی

در سال‌های اخیر، پژوهش‌های بین المللی نشان داده‌اند که خشونت خانگی پدیده‌ای گسترده و ریشه‌دار در جوامع مختلف است. در بسیاری از کشورها، از جمله ایالات متحده، آمارها حاکی از آن است که نزدیک به یک چهارم زنان در طول زندگی خود با نوعی از خشونت توسط همسر یا شریک زندگی مواجه شده‌اند. در ایران نیز، اگرچه موانع فرهنگی و ساختاری ارائه آمار دقیق را دشوار می‌کند، تنها پژوهش ملی انجام شده نشان می‌دهد که ۶۶ درصد زنان حداقل یکبار تجربه خشونت خانگی داشته‌اند. این ارقام نشان دهنده عمق و گستردگی بحران بوده و بیان می‌کند که خشونت خانگی محدود به گروه، طبقه یا فرهنگ خاصی نیست و در سطح جهانی سلامت و امنیت میلیون‌ها نفر را تهدید می‌کند.

گزارش‌های سازمان بهداشت جهانی نیز بعد دیگری از این بحران را روشن می‌کند به طوری که خشونت خانگی سالانه موجب حدود ۹ میلیون مورد معلولیت مادام‌العمر می‌شود و میزان مرگ و میر ناشی از آن حتی از سرطان و تصادفات رانندگی بیشتر برآورد شده است. این داده‌ها نشان می‌دهد که خشونت خانگی صرفا مسئله‌ای خصوصی یا محدود به روابط خانوادگی نیست، بلکه یک تهدید جدی برای سلامت عمومی محسوب می‌شود.

چرا خشونت خانگی رخ می‌دهد؟ عوامل روانشناختی و اجتماعی

خشونت خانگی معمولا زمانی شکل می‌گیرد که تعادل قدرت در خانواده بههم می‌ریزد. ویلیام گود، جامعه شناس، معتقد است هرکس در خانواده به منابع بیشتری مانند درآمد یا قدرت تصمیم گیری دسترسی داشته باشد، توان بیشتری برای کنترل دیگران پیدا می‌کند. بنابراین، هرچه منابع نابرابرتر توزیع شوند، احتمال بروز خشونت بیشتر می‌شود.

تاثیر تقسیم کار خانوادگی

پژوهش‌ها نشان می‌دهند هرقدر تقسیم کار در خانه عادلانه‌تر و مشارکتی‌تر باشد، احساس احترام و هم‌تیمی میان زوجین تقویت می‌شود و در نتیجه احتمال بروز تنش‌های شدید و خشونت کاهش می‌یابد. در مقابل، زمانی که مرد بدون گفت‌وگو نقش‌ها را تعیین می‌کند و تصمیم‌گیری‌ها یکطرفه و مردسالارانه انجام می‌شود، نابرابری قدرت افزایش یافته و زمینه برای برخوردهای تحقیرآمیز یا خشونت‌آمیز فراهم می‌شود. در چنین فضایی حتی اختلاف‌های ساده روزمره نیز سریع‌تر به مشاجره و رفتارهای آسیب‌زننده تبدیل می‌شود.

عوامل اقتصادی – اجتماعی

فشارهای اقتصادی، بیکاری، درآمد ناکافی و مشکلات معیشتی، سطح استرس خانوادگی را بالا می‌برد و موجب می‌شود افراد با کوچک‌ترین محرک دچار تنش و واکنش‌های تند شوند. این فشارها نه‌تنها آستانه تحمل را کاهش می‌دهد، بلکه حس ناکامی و خشم پنهان را تشدید کرده و احتمال بروز خشونت را بیشتر می‌کند. وقتی مشکلات مالی با نابرابری جنسیتی یا نبود حمایت اجتماعی ترکیب شود، تعارض‌ها سریع‌تر شدت می‌گیرند و رفتارهای خشونت‌آمیز عادی‌تر به نظر می‌رسند.

🩺آسیب‌های خشونت خانگی فراتر از دیوارهای خانه است و به قلب جامعه نفوذ می‌کند. اگر در معرض آسیب‌های روانی این عارضه هستید، برای درمان همین حالا اقدام کنید👇🏼
☎️۰۹۳۷۳۵۳۳۹۹۲📞

پیامدهای روانی خشونت خانگی بر زنان

خشونت خانگی نه‌تنها جسم فرد را هدف قرار می‌دهد، بلکه روان او را نیز تخریب می‌کند.

افسردگی ناشی از خشونت

زنانی که در معرض خشونت قرار دارند، احتمال بیشتری برای تجربه افسردگی دارند؛ به ویژه اگر خشونت مکرر و شدید باشد. افسردگی در این زنان می‌تواند شامل:

  • بی‌انگیزگی
  • احساس بی‌ارزشی
  • اختلال خواب
  • کاهش انرژی
  • اختلال تمرکز

باشد؛ علائمی که اگر به‌موقع درمان نشوند، می‌توانند به اختلالات شدیدتری تبدیل شوند.

افزایش حملات اضطرابی و پانیک

خشونت محیطی پرتنش ایجاد می‌کند. فرد قربانی حتی در زمان خواب نیز حس امنیت نمی‌کند. این احساس «گوش به زنگ بودن دائمی» می‌تواند منجر به موارد زیر شود:

  • حمله عصبی و پانیک
  • تپش قلب
  • احساس خفگی
  • لرزش بدن
  • اضطراب شدید

کاهش تاب آوری روانی

خشونت مداوم توان روانی فرد را تحلیل می‌برد. زن قربانی ممکن است در برابر کوچک‌ترین چالش‌ها احساس ناتوانی کند و اعتمادبه‌نفس خود را از دست بدهد.

آسیب های خشونت خانگی

اهمیت مراجعه به متخصص مغز و اعصاب

درمان آسیب‌های جسمی و روانی ناشی از خشونت خانگی نیازمند ارزیابی دقیق توسط متخصصان است. مراجعه به روان‌پزشک و متخصص مغز و اعصاب امکان بررسی اختلالات خلقی، آسیب‌های احتمالی مغزی، مشکلات خواب و نشانه‌های استرس مزمن را فراهم می‌کند. این ارزیابی کمک می‌کند شدت آسیب مشخص شده و برنامه درمانی جامع‌تری طراحی شود. مداخله حرفه‌ای همچنین از تشدید مشکلات و تبدیل آنها به اختلالات مزمن جلوگیری می‌کند.

دارودرمانی

دارودرمانی می‌تواند بخش مهمی از روند درمان باشد، به‌ویژه زمانی که فرد با افسردگی، اضطراب شدید، حملات پانیک یا بی‌خوابی‌های مداوم مواجه است. داروها با تنظیم فعالیت شیمیایی مغز به کاهش علائم و ایجاد ثبات روانی کمک می‌کنند تا فرد بتواند بهتر در فرایند روان‌درمانی مشارکت کند. تجویز دارو حتماً باید تحت نظر روان‌پزشک باشد تا درمان هم مؤثر و هم ایمن پیش برود.

روان درمانی

روان‌درمانی به فرد کمک می‌کند تجربه‌های آسیب‌زا را که سال‌ها ممکن است در سطح ناهشیار انباشته شده باشند، پردازش کند و به سطح هشیاری بیاورد. این فرآیند باعث می‌شود فرد بتواند معنای جدیدی برای آن تجربیات بسازد و الگوهای ناسالم ناشی از خشونت را شناسایی و اصلاح کند. روان‌درمانی همچنین مهارت‌های مقابله‌ای، مدیریت هیجان و بازسازی اعتمادبه‌نفس را تقویت می‌کند و مسیر بازیابی سلامت روان را هموار می‌سازد.

نوروتراپی

نوروتراپی با هدف تنظیم فعالیت و امواج مغزی، می‌تواند اثرات سوء استرس‌های طولانی‌مدت و ضربات هیجانی را کاهش دهد. این روش در مواردی استفاده می‌شود که سیستم عصبی بر اثر خشونت مداوم دچار بیش‌برانگیختگی یا اختلال در تنظیم هیجان شده باشد. نوروتراپی به بهبود تمرکز، خواب، کاهش اضطراب و ایجاد آرامش پایدار کمک می‌کند. اجرای این روش باید توسط متخصصان مغز و اعصاب یا مراکز درمانی معتبر انجام شود تا اثربخشی و ایمنی آن تضمین شود.

تماس با بهترین متخصص مغز و اعصاب در تهران

دکتر ناصر مهربان
متخصص مغز و اعصاب، عضلات و ستون فقرات

فعالیت در همه‌ی فیلدهای نورولوژی از جمله بیماری‌های التهابی مغز و نخاع


استفاده از جدیدترین متدهای روز برای درمان مشکلات عصبی مانند rTMS و نوروتراپی


آدرس
چهار راه پاسداران، خیابان دولت، چهار راه کاوه، ساختمان پزشکان جام جم، بالای داروخانه شبانه روزی مقدم، طبقه اول، واحد ۵
تماس
۰۲۱۲۶۴۷۳۳۹۶ | ۰۲۱۲۶۴۷۳۵۵۱
مشاوره
۰۹۳۷۳۵۳۳۹۹۲
اینستاگرام
drmehrabann

پیامدهای عصبی خشونت خانگی

در یک وب‌سایت تخصصی مغز و اعصاب، توضیح علمی اثر خشونت بر سیستم عصبی ضروری است.
خشونت مداوم می‌تواند:

  • سطح هورمون‌های استرس مانند کورتیزول را بالا نگه دارد.
  • مسیرهای عصبی مرتبط با ترس و تهدید را بیش‌فعال کند.
  • عملکرد حافظه و تمرکز را مختل کند.
  • باعث اختلال در خواب و چرخه طبیعی مغز شود.

اثرات طولانی مدت استرس مزمن ناشی از خشونت می‌تواند حتی روی بخش‌هایی از مغز مانند آمیگدالا، هیپوکامپ و قشر پیش پیشانی اثر بگذارد؛ ساختارهایی که مستقیم با احساس امنیت، تصمیم گیری و حافظه مرتبط هستند.

آسیب‌های جسمی و اثرات بلندمدت خشونت خانگی

خشونت جسمی تنها به ضربه‌های لحظه‌ای محدود نمی‌شود، بلکه پیامدهای آن می‌تواند سال‌ها همراه فرد باقی بماند. زنانی که بارها در معرض خشونت فیزیکی قرار می‌گیرند، اغلب دچار آسیب‌های بافت نرم مانند کوفتگی، کبودی و پارگی عضلانی می‌شوند که با گذشت زمان به دردهای ماندگار تبدیل می‌شوند. در موارد شدیدتر، شکستگی‌ استخوان‌ها و آسیب‌های مفصلی نیز رخ می‌دهد که به‌ویژه در صورت تکرار، احتمال ایجاد محدودیت‌های دائمی در حرکت و عملکرد بدن را افزایش می‌دهد.

این تجربه‌های مکرر همچنین زمینه‌ساز بروز دردهای مزمن، سردردهای استرسی و اختلالات خواب و تمرکز است. بدن در وضعیت مداوم ترس و تنش قرار می‌گیرد و سیستم عصبی به‌طور مستمر در حالت «هوشیاری اضطراری» عمل می‌کند. این فرسایش عصبی می‌تواند به کاهش توان شناختی، مشکل در تصمیم‌گیری، کاهش انرژی، اضطراب و حتی افسردگی منجر شود. به این ترتیب، خشونت جسمی نه‌تنها سلامت بدنی را مختل می‌کند، بلکه بر عملکرد روانی و کیفیت زندگی فرد نیز اثرات بلندمدت و عمیق بر جای می‌گذارد.

سوالات متداول درباره خشونت خانگی

خشونت خانگی دقیقا چیست و چه رفتارهایی را شامل می‌شود؟

خشونت خانگی هر نوع رفتار آسیب‌زننده فیزیکی، روانی، جنسی، اقتصادی یا کلامی است که در چارچوب رابطه صمیمانه یا خانوادگی رخ می‌دهد. این رفتار می‌تواند شامل ضرب‌وشتم، تهدید، تحقیر، محدود کردن ارتباطات، کنترل مالی و اجبار جنسی باشد.

آیا خشونت خانگی فقط شامل خشونت فیزیکی است؟

خیر. خشونت عاطفی، اقتصادی، جنسی و کلامی نیز به‌همان اندازه می‌تواند آسیب‌زا باشد؛ حتی در برخی موارد پیامدهای عمیق‌تری نسبت به خشونت فیزیکی ایجاد می‌کند.

آیا مردان هم قربانی خشونت خانگی می‌شوند؟

بله. هرچند آمار زنان بسیار بالاتر است، مردان نیز ممکن است قربانی خشونت عاطفی، کلامی یا حتی فیزیکی شوند، اما به دلیل تابوهای اجتماعی کمتر گزارش می‌دهند.

اثرات بلندمدت خشونت خانگی بر سلامت چیست؟

اثرات می‌تواند شامل افسردگی، اضطراب، اختلال خواب، دردهای مزمن، آسیب‌های جسمی، مشکلات تمرکز، کاهش اعتمادبه‌نفس و اختلالات ناشی از استرس شدید باشد.

اهمیت بازگشت زنان به امنیت روانی

زنان در فرهنگ ما نقش مهمی در خانواده و جامعه دارند. فراهم کردن امنیت روانی و سلامت جسمی آنان از ضروری‌ترین نیازهای اجتماعی است. وقتی زنی از خشونت خانگی رنج می‌برد، حمایت اجتماعی و خانوادگی می‌تواند راه نجات او باشد. اما زنانی که این حمایت را ندارند، بیشتر در معرض آسیب‌های پایدار روانی و جسمی قرار می‌گیرند. به همین دلیل، نقش مراکز تخصصی روانپزشکی، نوروتراپی و مغز و اعصاب بسیار ارزشمند است. این مراکز می‌توانند با ارائه درمان‌های علمی و عملی، کیفیت زندگی زنان را بهبود ببخشند و مسیر بازگشت آن‌ها به امنیت روانی را تسهیل کنند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط