نورولوژیست های اروپایی در اواخر سال ۱۹۵۰ متوجه حالتی از آسیب مغزی شدید شدند که قابل برگشت نبوده و فعالیت کلی مغز از بین رفته ولی فعالیت قلب و ریه ها با وسایل مکانیکی هنوز باقی مانده بود. بعدها این حالت مرگ مغزی نامیده شد. در واقع مرگ مغزی عبارتست از قطع غیرقابل بازگشت تمامی فعالیت های مغزی کورتیکال، ساب کورتیکال و ساقه مغز. مرگ مغزی از چندین روز تا چندین سال با کمک دستگاه ونتیلاتور و سایر مراقبت های بیمارستانی ممکن است به طول بینجامد.

بیش تر بخوانید : تب و تشنج
فهرست مطالب
Toggleعلل مرگ مغزی
در بالغین عمده ترین علل مرگ مغزی خونریزی ساب آراکنوئید و ضربه های وارد شده به جمجمه می باشد، و در کودکان تصادف با وسایل نقلیه و آسفیکسی مهم ترین علل هستند.
بدون شک امروزه یکی از مهم ترین مسایل پزشکی، ثابت کردن مرگ مغزی در بیمار دچار کاهش هوشیاری بوده است. در این ارتباط کرایتریاهای متفاوتی جهت آن پایه گذاری شده است که بعضا براساس قوانین و ممالک مختلف این کرایتریاهای مرگ مغزی شامل موارد ذیل است :
۱- کومای عمیق (GCS = 3)
۲- عدم وجود تنفس خود به خود
عدم وجود تنفس خود به خود
جهت بررسی عدم وجود تنفس خود به خود، بیمار را از ونتیلاتور جدا نموده و به مدت ۱۰ دقیقه اکسیژن ۱۰۰ درصد با یک کاتتر نازک آندوتراکئال به وی داده می شود. سپس تا رسیدن PaCO2>= 60، صبر می نماییم. در این هنگام در صورت عدم ایجاد تنفس خود به خودی اکسیژن ۱۰۰ درصد قطع و بیمار مجددا به ونتیلاتور وصل می گردد.

لازم به ذکر است انجام ABG جهت اندازه گیری PaCO2 ضروری است.
۳- عدم وجود تمامی رفلکس های ساقه مغز شامل رفلکس مردمک، اکولوسفالیک، قرنیه و gag. البته وجود بابنسکی و یا رفلکس های تاندونی اندام ها، رد کننده مرگ مغزی نمی باشد.
۴- خاموشی الکتروسربرال
۵- عدم وجود جریان خون مغزی
خاموشی الکتروسربرال
برای اثبات مرگ مغزی در دو نوبت و حداقل به فاصله ۶ ساعت و هر نوبت به مدت ۲۰ دقیقه از بیمار نوار مغزی گرفته می شود. صاف یا ایزوالکتریک بودن EEG در دو نوبت موید مرگ مغزی است. در هیپوترمی، مصرف بعضی از داروها مانند باربیتورات ها، دیازپام و مپروبامات و اختلالات متابولیکی نوار مغز به صورت کاذب صاف می شود.
عدم وجود جریان خون مغزی
آنژیوگرافی عروق مغزی استاندارد طلایی تشخیق مرگ مغزی است. در این افراد، آنژیوگرافی مغزی با ماده کنتراست و یا آنژیوگرافیرادیونوکلئوتید، نبود جزیان خون مغزی را نشان می دهد. اخیرا نقش TCD در بررسی جریان خون مغزی نیز مطرح گردیده است. تست های بررسی جریان خون مغزی، بیش تر نقش تاییدی در بیماران با مرگ مغزی دارند.
۶- هیچ علت بالقوه ای جهت دپرسیون واضح برگشت پذیر سیستم عصب مرکزی وجود نداشته باشد. این علل می توانند شامل هیپوترمی (با دمای کم تر از ۳۲ درجه سانتی گراد) و یا مسمومیت دارویی (به ویژه با باربیتورات ها) باشد. قبل از بررسی بیماران مشکوک به مرگ مغزی باید تمامی شرایط دپرسیون سیستم عصبی مرکزی مانند تجویز داروهای بیهوشی، باربیتورات ها و …) برطرف گردند.
تفاوت مرگ مغزی با کما
به لحاظ علمی و از زوایای مختلف، مرگ مغزی با سایر حالت های بیهوشی همچون بیهوشی کاملا فرق دارد. کما همانند خوابی بسیار عمیق است که تفاوت آن با خواب واقعی در این است که هیچکدام حرکات بیرونی قادر به بیداری و هوشیار کردن مغز نیستند. با این وجود بیمار در کما زنده است و امکان بهبودی دارد.
همینطور اغلب مرگ مغزی با وضعیت نباتی پایدار نیز اشتباه گرفته میشود، اما باید توجه داشت این حالت هم با مرگ ساقه مغز یکی نیست. وضعیت نباتی پایدار یعنی شخص قابلیتهای مغزی بالاتری را از دست داده، اما به ساقه مغز او آسیبی وارد نشده و همچنان عملکردهای ضروری بدن مثل تنفس و ضربان قلب ادامه دارد. شخصی که در حالت نباتی به سر میبرد زنده قلمداد میشود و با گذشت زمان امکان دارد تا حدودی بهبود یابد، اما مرگ مغزی یعنی فرد قطعاً مرده است
نتیجه گیری
پیش آگهی بیمار دچار مرگ مغزی بسیار ضعیف است. احتمال بازگشت کارکرد مغزی به دنبال مرگ مغزی تقریبا صفر است. بنابراین می توان چنین بیماری را کاندید جهت اهدا اعضا نمود. سرویوال متوسط بیمار مبتلا به مرگ مغزی حدود ۱ هفته است. مهم ترین علل مرگ مغزی عفونت و سپسیس می باشد.